I like this mistake.
Kim Taehyung
prt:۷
"زن چشم غره ای به دختر رفت روش برگردوند به سمت حموم گفت:"
سوجین:صبحانه حاظره لطفا سری....
"با ریخته شدن آب به پشت کمر زن حرفش توی دهنش موند. کمرش خیس خیس بود از شدت خیس بودن لباسش به کمرش چسبیده بود. موهای بلوند زن که همیشه خدا به شکل گوجه ای بالا سرش بود پشت موهاش از شدت خیس شدن وِز وِز وایستاد بود. زن اروم به سمت دختر برگشت. دختر روی تخت نشسته بود پارچ آب رو کنار دستش گذاشته بود پای سمت راستش رو روی پای سمت چپش انداخته بود و یکی از دستاش رو زیر چونش گذاشته بود. با لبخند رضایت به زن نگاه میکرد زن اروم پلک زد گفت:"
سوجین:انتقامتون گرفتین افرین*کنایه*
"اینو گفت شروع کرد به دختر دست زدن. که قه قه دختر بلند شد دختر بلند بلند میخندید.روی تخت دراز کشید خندید.یه یهو ساکت شد آنگاه همونی نبود که تا چند ثانیه پیش داشت از خنده میترکید.از روی تخت بلند شد دوباره روش نشست قیافه جدیش رو به زن داد گفت:"
+تو منو خیس کردی منم تورو برابر شدیم
"زن نفس رو با صدا بیرون داد گفت:"
سوجین:باشه شما بردین *مکث کرد*
سوجین:من میرم پایین شما هم کار هاتون رو بکنین بیاین پایین
"دختر سرش رو بالا پایین کرد زن از اتاق خارج شد در رو بست پشتش به در بود که لباسش رو تکوند به سمت پله ها رفت ازشون پایین اومد"
"دختر از روی تخت بلند شد به سمت آینه رفت خودشو تو آینه دید دستش رو به کف سرش رسوند اروم حرکت داد یکم از موهاش رو بین انگشتاش گرفت بخاطر آب موهاش عین چسب بهم چسبیده بود دختر چشماش رو توی حدقه چرخوند گفت:"
+آیشششش لعنتی حالا باید برم موهام رو دوباره بشورم
+دستت دردنکنه خانم سوجین واقعا دستت دردنکنه
"دختر اینو گفت به سمت حموم رفت در حموم باز کرد شیر آب رو تنظیم کرد که نه سرد باشه که یخ بزنه نه اونقدر گرم باشه که آبپز بشه.
دختر از حموم بیرون اومد با حوله موهاش رو بالا بست حوله رو دور خوش پیچید بیرون رفت با همون حوله به سمت کمد رفت لباش هاش رو انتخواب کرد روی تخت گذاشت حوله رو روی تخت گذاشت که یهو..."
ادامه دارد...
🫧جیگرهمتون🫧
prt:۷
"زن چشم غره ای به دختر رفت روش برگردوند به سمت حموم گفت:"
سوجین:صبحانه حاظره لطفا سری....
"با ریخته شدن آب به پشت کمر زن حرفش توی دهنش موند. کمرش خیس خیس بود از شدت خیس بودن لباسش به کمرش چسبیده بود. موهای بلوند زن که همیشه خدا به شکل گوجه ای بالا سرش بود پشت موهاش از شدت خیس شدن وِز وِز وایستاد بود. زن اروم به سمت دختر برگشت. دختر روی تخت نشسته بود پارچ آب رو کنار دستش گذاشته بود پای سمت راستش رو روی پای سمت چپش انداخته بود و یکی از دستاش رو زیر چونش گذاشته بود. با لبخند رضایت به زن نگاه میکرد زن اروم پلک زد گفت:"
سوجین:انتقامتون گرفتین افرین*کنایه*
"اینو گفت شروع کرد به دختر دست زدن. که قه قه دختر بلند شد دختر بلند بلند میخندید.روی تخت دراز کشید خندید.یه یهو ساکت شد آنگاه همونی نبود که تا چند ثانیه پیش داشت از خنده میترکید.از روی تخت بلند شد دوباره روش نشست قیافه جدیش رو به زن داد گفت:"
+تو منو خیس کردی منم تورو برابر شدیم
"زن نفس رو با صدا بیرون داد گفت:"
سوجین:باشه شما بردین *مکث کرد*
سوجین:من میرم پایین شما هم کار هاتون رو بکنین بیاین پایین
"دختر سرش رو بالا پایین کرد زن از اتاق خارج شد در رو بست پشتش به در بود که لباسش رو تکوند به سمت پله ها رفت ازشون پایین اومد"
"دختر از روی تخت بلند شد به سمت آینه رفت خودشو تو آینه دید دستش رو به کف سرش رسوند اروم حرکت داد یکم از موهاش رو بین انگشتاش گرفت بخاطر آب موهاش عین چسب بهم چسبیده بود دختر چشماش رو توی حدقه چرخوند گفت:"
+آیشششش لعنتی حالا باید برم موهام رو دوباره بشورم
+دستت دردنکنه خانم سوجین واقعا دستت دردنکنه
"دختر اینو گفت به سمت حموم رفت در حموم باز کرد شیر آب رو تنظیم کرد که نه سرد باشه که یخ بزنه نه اونقدر گرم باشه که آبپز بشه.
دختر از حموم بیرون اومد با حوله موهاش رو بالا بست حوله رو دور خوش پیچید بیرون رفت با همون حوله به سمت کمد رفت لباش هاش رو انتخواب کرد روی تخت گذاشت حوله رو روی تخت گذاشت که یهو..."
ادامه دارد...
🫧جیگرهمتون🫧
- ۵۹۷
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط